تبلیغات
3-mosabegheh
سه شنبه 23 شهریور 1395



بیوگرافی لیلا اوتادی

 

لیلا اوتادیمتولد سال ۱۳۶۲ و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه تهران است. بازیگری در عرصه تئاتر نقطه شروع کار هنری او بوده و چند سالی است که در این عرصه فعالیت می کند.
اولین بار چهره او را در یک فیلم سینمایی دیدیم که نقش کوتاهی داشت، در فیلم «چشمان سیاه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیدیم.
از او می پرسم: «شما با تجربه یک فیلم سینمایی، کار تصویری را شروع کردید. کار تلویزیونی نسبت به کار سینمایی چه تفاوتهایی برایتان داشت که به سریالهای تلویزیونی روی آوردید؟
می گوید: «تفاوت کار سینمایی با تلویزیونی خیلی زیاد است. سینما این که من بعد از یک فیلم سینمایی به بازی در یک سریال روی آوردم، بیشتر به این خاطر بود که مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما متفاوت است. سینما مخاطبان محدودی دارد، علاوه بر این دیدها هم نسبت به سینما و تلویزیون متفاوت است. به عقیده من گاهی سراغ کار تلویزیونی رفتن هم برای بازیگر بد نیست.» می پرسم چه نظری در مورد نقشهای منفی و مثبت داری؟ می گوید: «فکر می کنم نقشهای مثبت و منفی تفاوتی با هم ندارد، مهم این است که بازیگر از پس نقش، خوب بربیاید و خوب کارش را اجرا کند، اما این که می گویند نقش مثبت و منفی، برای من به شخصه هیچ وقت تفاوتی با هم نداشته است.

 

 

بیوگرافی و عکس های بازیگران زن ایرانی بیوگرافی و عکس های بازیگران زن ایرانی

  • نظرات() 
  • جمعه 22 آبان 1394

    دوربین دید در شب شکاری
    قیمت دوربین دید در شب

     40سالگی سن عجیب و غریبی است. از آن سن‌هایی كه برای افراد به ویژه زن‌ها، حس متفاوتی را به دنبال دارد. حس بین ترس و تجربه. ترس به این خاطر كه بسیاری از زن‌ها در آستانه ورود به این دهه نگران می‌شوند؛ نگران از دست دادن زیبایی. انگار هر خط صورت‌شان یك گام آنها را از جوانی دور می‌كند. شاید به همین خاطر است كه حتی از فكر كردن به آن هم فرار می‌كنند اما بعضی از خانم‌ها هستند كه سن را تنها یك عدد می‌دانند و هر چین و چروكی را كه روی صورت‌شان می‌افتد نشانی برای افزودن تجربیات‌شان بدانند.


    نمونه این افراد سحر زكریا است؛ دختری كه در گذر از 40 سالگی همچنان احساس زیبایی و جوانی می‌كند و اینگونه افراد معتقدند كه به سن فقط باید به چشم یك عدد نگاه كرد. سحر می‌گوید در 42سالگی همان حسی را دارد كه در 20 سالگی داشته و هیچ وقت اهل پنهان كردن سن و سالش نبوده. او نگران نیست كه در این سن هنوز مجرد مانده، بلكه ازدواج را اتفاقی می‌داند كه باید به وقتش رخ دهد. گفت‌وگوی ما با سحر را در مورد 40 سالگی بخوانید.

    وقتی دو سال قبل مصاحبه شما را خواندم كه در آن صراحتا اعلام كرده بودید كه با آغوش باز به استقبال 40 سالگی می‌روید، حسابی تعجب كردم.

    چرا تعجب؟!

    شاید بخشی از آن تعجب به این خاطر بود كه خانم‌ها به ویژه اگر مجرد باشند، علاقه چندانی به بیان سن‌شان در آستانه 40 سالگی ندارند؟

    به نظرم این موضوع بیشتر جنبه فرهنگی و روانشناختی دارد. خانم‌ها نگران بالا رفتن سن‌شان هستند چون تصورشان بر این است كه با بالا رفتن سن، زیبایی‌شان تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ممكن است مانند گذشته جذاب نباشند؛ در حالی كه اگر شما به این موضوع فكر كنید كه با اضافه شدن سن‌تان دارای تجربیات زیادی شده‌اید، این تجربیات باعث می‌شود شما رفتاری پخته‌تر و با وقارتر داشته باشید و از پس مدیریت هر موضوعی بر بیایید. در این شرایط شك نداشته باشید جذابیت شما چندین برابر گذشته خواهد شد.

    شاید افرادی به این موضوع هم فكر می‌كنند اما لزومی نمی‌دانند سن‌شان را به همه اعلام كنند.

    چرا نباید اعلام كرد. به نظرم سن واقعا یك عدد و رقم است و اعلام آن به اعتماد به نفس افراد باز می‌گردد. به‌طور مثال اگر شما پنج یا 10 سال از سن واقعی‌تان كمتر باشید چه ویژگی به شما اضافه می‌شود البته كه هیچ ویژگی... .

    اما برخی از افراد به ویژه بازیگرها فكر می‌كنند كه با اعلام سن‌شان ممكن است دیگر نتوانند نقش دختر جوان را بازی كنند.

    به هر صورتی این موضوعی است كه در كشور ما به یك دغدغه بدل شده است. اكثر فیلم‌ها و سریال‌های ما صرفا به دنبال عروسك هستند نه بازیگر، وگرنه در یك قصه خوب جای كار برای هر سن و شرایطی وجود دارد. وقتی توجه ما صرفا به مسائل ظاهری است طبیعی است كه افراد به پنهان‌كاری روی می‌آورند و در 40سالگی هنوز خودشان را یك دختر 20 ساله جا می‌زنند.

    شما نگران نیستید كه با بالا رفتن سن‌تان دیگر نتوانید نقش دخترهای جوان را بازی كنید؟

    نه؛ من واقعا نگران نیستم؛ نه در زندگی شخصی و نه در زندگی حرفه‌ای دلواپس این نیستم كه وارد 42 سالگی شدم. به نظرم كسی كه تنها دغدغه‌اش در سن و سالش خلاصه می‌شود، چیز زیادی از زندگی نمی‌داند و از عمرش به اندازه كافی لذت نبرده. فیلم خوب ندیده، كتاب نخوانده و معاشرت‌های مناسب نداشته است و به خودش شادی هدیه نداده. اگر شما این كارها را انجام داده باشید دیگر نگران سن و سال‌تان نیستید و هر سالی را كه از عمرتان می‌گذرد برگی زرین می‌دانید و معتقدید كه آن را با بهای تجربه به دست آورده‌اید.


    شما در بخشی از صحبت‌های‌تان به این موضوع اشاره كردید كه ترس از بالا رفتن سن ریشه فرهنگی دارد؟

    بله؛ متاسفانه همین‌طور است. متاسفانه برخی باورهای اشتباه برای خانم‌ها گلدن‌تایم یا همان زمان طلایی را قائل می‌شود و به آنها تلقین می‌كند وقتی به 40سالگی برسند دیگر مانند دوران 20 سالگی‌شان جذاب نیستند. به هر حال نمی‌توان این نكته را نادیده گرفت كه جوانی نوعی زیبایی را با خود به همراه دارد. این موضوع شامل زن یا مرد نمی‌شود، منتها نكته‌ای كه وجود دارد این است كه افراد وقتی دوره جوانی را پشت سر می‌گذارند، نباید نسبت به ظاهرشان بی‌اعتنا شوند و ورزش را رها كنند و به تناسب اندام‌شان اهمیت ندهند. طبیعی است وقتی افراد مرتب ورزش كنند، تغذیه مناسبی داشته باشند و به پوست‌شان رسیدگی كنند می‌توانند پیری ظاهری را حداقل به تعویق بیندازند. به هر حال ما باید یاد بگیریم برای خودمان در هر سن و شرایطی ارزش قائل باشیم.

    پس شما راه به تعویق انداختن پیری را توجه به ظاهر و باطنی به شكل همزمان  می‌دانید؟

    دقیقا، به نظرم افرادی كه نسبت به ظاهرشان بعد از مدتی بی‌اعتنا می‌شوند، به نوعی به خودشان توهین می‌كنند. بعضی از افراد با گذر از 30 سالگی، دور هیجانات را خط می‌كشند و عملا خودشان را از شادی بازنشسته می‌كنند. در حالی كه فكر می‌كنم اهمیت دادن به ظاهر افراد را شارژ می‌كند و باعث می‌شود آنها همواره حس جوانی و زیبایی داشته باشند.

    تا به حال به این فكر افتاده‌اید برای اینكه خودتان را جوان‌تر نشان دهید به جراحی، تزریق، بوتاكس یا. . . روی بیاورید ؟

    نه؛ این موضوعات برای من بیشتر خنده‌دار است. هر چند دوست دارم پیری را به تعویق بیندازم اما اصلا اهل استفاده از آمپول و جراحی نیستم. من به هر خطی كه در صورتم وجود دارد با لبخند و احترام نگاه می‌كنم و آنها را یادگاری از یك تجربه شیرین می‌دانم و با خودم می‌گویم وای سحر چقدر روز‌های سخت و شیرین را پشت سر گذاشتی و حالا باید بیش از هر زمان دیگری قدر این تجربیات را بدانی. شاید به همین خاطر است كه برای دیدن 60 یا 80 سالگی‌ام بی‌تابم.

    ولی نمی‌توان منكر این موضوع شد كه اكثر مردم دنیا به دنبال اكسیر جوانی می‌گردند و حفظ آن را مانند یك گنج دست نیافتنی می‌دانند.

    بله اما معتقدم كه باید ذهن‌ها را فراتر كرد. من معتقدم در ذات جوانی نوعی زیبایی وجود دارد. اگر افراد در دهه 20 و 30 زندگی‌شان زیبا هستند، این زیبایی هنر نیست چون بر گرفته از سن و سال و جوانی‌شان است، مهم این است كه شما در دهه 40 و 50 زندگی‌تان همچنان زیبا باشید و این زیبایی تنها در ظاهرتان نباشد بلكه در رفتار و نوع عملكردتان وجود داشته باشد.

    بزرگ‌ترین تغییر كه در سحر 40 ساله رخ داده چه چیزی است؟

    از 20 سالگی من 22 سال گذشته است و بی‌تردید طی این دو دهه تغییرات زیادی كردم كه برخی از آن به موقعیت حرفه‌ای و مالی من باز می‌گردد. در طول این سال‌ها توانستم به آن چیزی كه دوست دارم، دست یابم و از این بابت بسیار خوشحالم.

    با این اوصاف شما در مسیر آرزوهای‌تان حركت كردید؟

    همین‌طور است من همواره دوست داشتم بازیگر شوم و خوشبختانه این اتفاق در مورد من رخ داد و به قول خودتان توانستم در مسیر آرزوهایم قدم بردارم. حس كم نظیری است كه آدم‌ها به آن چیزی كه دوست دارند دست پیدا كنند و از موقعیتی كه در آن قرار دارند، لذت ببرند.

    شما در 42 سالگی هنوز مجرد هستید و ازدواج نكردید. بسیاری از خانم‌ها وقتی در این سن هنوز شریك مورد نظرشان را انتخاب نكرده‌اند، احساس عدم اعتماد به نفس می‌كنند؟

    به نظرم نباید این‌طور باشد. ازدواج نكردن نباید به معنای نداشتن فرصت یا سرخوردگی باشد. وقتی شما در 40 سالگی  ازدواج نكرده‌اید، نشان می‌دهد كه در این موضوع كمی سختگیر بودید و مسائل كاری و تحصیلی‌تان در اولویت قرار داشت یا اینكه فرد مورد نظرتان را نتوانستید پیدا كنید. به همین خاطر نباید به خاطر ترس از تنهایی یا اینكه سایر دوستان‌تان متاهل شدند و شما هنوز مجردید، تن به هر ازدواجی بدهید بلكه باید همچنان در مقام یك انتخابگر باشید. متاسفانه بعضی از خانم‌های ما بر اساس متر و معیارهای اشتباهی پای سفره عقد می‌نشینند.

    چه متر و معیاری؟

    آنها نگاه مادی به ازدواج دارند و به این امید خانه بخت می‌روند كه طرف مقابل‌شان آنها را به لحاظ مالی مورد حمایت قرار دهد. یك زن باید در درجه اول استقلال داشته باشد. این مستقل بودن در همه موارد حتی مسائل مالی هم باید باشد. وقتی شما دست‌تان در جیب خودتان است، عزت نفس بیشتری دارید و دیگر حاضر نیستید با انگیزه مالی ازدواج كنید. پس ازدواج برای‌تان از سر عشق و علاقه اتفاق می‌افتد.

    در كنار همه این مسائل بعضی از دخترها هستند كه دوست دارند خودشان را در لباس عروسی ببینند و به خاطر این رویا تن به ازدواج می‌دهند. شما هیچ‌وقت رویای پوشیدن لباس عروس را نداشتید؟

    نه؛ برای من هیچ‌وقت پوشیدن لباس عروس و گرفتن جشن عروسی رویا نبود. همیشه دوست داشتم به جای اینكه خودم را در مقام یك عروس زیبا متصور شوم، در مقام یك زن موفق ببینم. هر چند كه هیچ‌گاه مخالف ازدواج و مسائلی از این دست نبودم بلكه همواره از آن هم استقبال می‌كنم اما برگزاری جشن‌های عروسی مفصل همیشه در نظرم یك بریز و بپاش اضافی بود كه به راحتی می‌شد از آن صرفنظر كرد. به نظرم این موضوع بیشتر جنبه شخصی دارد.

    شاید به خاطر همین موضوع بود كه ازدواج نكردید؟

    شاید؛ فكر می‌كنم ازدواج از آن چیزهایی است كه ارتباط زیادی با سن، موقعیت یا هر چیز دیگر افراد ندارد و در شرایطش رخ می‌دهد و از این جهت نمی‌توان برنامه‌ریزی منظمی در مورد زمان وقوع آن و شرایطش داشت.

    با این اوصاف گاردی نسبت به ازدواج ندارید؟

    البته كه ندارم؛ منتها سعی می‌كنم در مورد آن عاقلانه رفتار كنم. هیچ‌وقت منتظر ازدواج نبودم چون اگر بودم قطعا سال‌ها پیش این اتفاق در موردم رخ می‌داد. معتقدم كسی كه وارد زندگی من در مقام همسر می‌شود باید باعث آرامش و رشد من شود.
    سینما خبر

  • نظرات() 
  • جمعه 22 آبان 1394

    خرید چاقو
    دوربین دید در شب

    خوشبختی هایی که زنان مطلقه دارند! رفت و آمد با آدم های مختلف، کسانی که هم سن تو نیستند، هم کار و هم رشته تو نیستند، حتی اعتقاداتشان هم با تو جور نیست، اصلا حرف مشترکی نداری که با آنها بزنی، باز هم سرشار از درس و اندرز برای زندگی است، همیشه می گفتند انسان های موفق از تجربیات دیگران استفاده می کنند و خطاهای آنان را مرتکب نمی شوند، این آدم ها انگار که دوبار زندگی کرده اند. پای صحبت دیگران نشستن، گوش دادن و تفکر در مورد حرف ها و کارهای آنان، از دانایی و هوش انسان است، چرا که هر شخصی سری دارد و هر سری هم عقلی.

    از طرف دیگر حرف های قدیمی ها، به مزاج ما امروزی ها و به خصوص تحصیلکرده هایی که دستمان در جیب خودمان است، نه تنها خوش نمی آید بلکه خیلی هم تلخ است، مثلا مادر بزرگ هایمان می گفتند، زن باید در زندگی گذشت و صبر داشته باشه، باید شوهرش را نگه داره، باید با نداری و بداخلاقی مردش بسازه، اگه مردش اشتباه می کنه زن باید حرمت نگه داره و ...

    هر یک جمله از این حرف ها می تواند داد خیلی از ماها را دربیاورد که چرا، زن باید بسوزد و بسازد؟ بس است هر چه زنان در طول تاریخ سوختند و ساختند، نوبت مردهاست که بسوزند و ...

    اما شاید نگاهی به آمارهای طلاق و فرزندان آسیب دیده از طلاق، تنهایی و آوارگی این زنان در سنین بالا،افسردگی و پشیمانی چشم خیلی از دختران جوان را بترساند. زنان جوانی که دیگر نمی خواهند بسازند، آیا تا به حال پای درد و دل زنان مطلقه نشسته اند؟ آیا بررسی کرده اند زندگی بعد از طلاق را برای یک زن ایرانی با فرهنگ خاص خودش و نه فرهنگ اروپایی؟ آیا به مشکلات بعد از طلاق فکر کرده اند؟

    بد نیست که قبل از هر گونه تصمیم و رفتاری، ابتدا با کسانی که این راه را رفته اند، کمی صحبت کنیم، به قول یک فیلسوف بزرگ، همان خورشیدی که امروز تابیده همانی است که دیروز تابیده و همانی است که فردا خواهد تابید، فقط اسم ماه ها تغییر کرده، قمرالملوک می شود شمسی، بعد منیر، مریم، بعد نازنین و بعد هم آرمیتا و روژین و فردا خدا می داند که چه می شود. ما در این گفتار حرف های کسانی که این راه را رفته اند را تایید نمی کنیم و فقط نقل می کنیم و تفکر در مورد آنان را به صاحبان عقل و خرد واگذار می کنیم.
     
    حداقل یه سرپناهی داشتم

    ملیحه، خانم خانه دار شصت و چند ساله ای بود که حدود بیست سال پیش کاسه صبرش لبریز شده و با دو دختر یکی ده ساله و دیگری پانزده ساله از همسرش طلاق گرفته بود، با پول مهریه اش و مختصر ارثیه پدری، خانه ای کوچک اجاره کرد و به قول خودش با سودی که از بانک می گرفت چند سالی آرامش داشت، اما با تورم سرسام آوری که در این چند ساله اخیر به خصوص در بخش مسکن به وجود آمد، نتوانست به زندگی اش ادامه دهد و مجبور شد از دوست و فامیل جدا شده و برای زندگی به شهرستان برود و لازم به تکرار نیست مشکلات یک زن تنها را ،در شهرستانی که هیچ دوست و آشنایی نیست...

    فرزندانش که با پدری نه چندان معقول به سر می برند، احترامی برایش قائل نیستند و سرخوردگی هایشان را تقصیر او می دانند.او امروز از جدایی اش پشیمان است و می گوید: اگر ساخته بودم، امروز حداقل یه سرپناهی داشتم.
     
    با هیچ مرد دیگری

    عطیه دختری امروزی، زیبا و تحصیلکرده که کار می کند و حقوق خوبی هم دارد، او چند سال پس از جدایی از همسرش، با شخص دیگری آشنا شد و با او ازدواج کرد، مشکلات او با همسر جدیدش، شاید بیشتر از مشکلات و ناراحتی هایش با همسر اولش می باشد و بر این باور است که زنی که نتواند با اولین مرد زندگی اش بسازد، با هیچ مرد دیگری هم نمی تواند بسازد.
     
    دعوا کردن هم نوعی حرف زدنه

    رویا، زنی پنجاه و اندی ساله که در جوانی طلاق گرفته و دویاره هم ازدواج نکرده است، او صبح ها سرکار می رود و بعد از ظهرها که به منزل برمی گردد از تنهایی اش محزون است، او هیچ امیدی به زندگی ندارد و فردایی که قرار است بازنشست شود را روز مرگ خود می داند و می گوید: اوایل با دوستانم رفت و آمد داشتم اما مگر چقدر؟ و در ثانی، به مرور هرکسی مشغول زندگی خودش می شود ، آن زمانی که با همسرم دعوا می کردم حداقل با کسی حرف می زدم اما حالا با در و دیوار حرف می زنم!

    قصد ما از نوشتن سرگذشت این زنان ،توجیه شما برای تحمل هر شرایطی نیست اما خیلی اوقات صبر و تحمل در کنار تلاش برای تغییر زندگی و روحیات نامناسب همسر، در دراز مدت اثر بهتری از طلاق خواهد داشت.
    تبیان

  • نظرات() 
  • جمعه 22 آبان 1394

    فروشگاه لوازم سفر
    وسایل کوهنوردی

    سی راه برای افزایش بهره هوشی کودکان با به کارگیری سی شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید. از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این سی شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.
     
    ● در هنگام بارداری


    ۱) تیروئیدتان را آزمایش کنید زیرا کم کاری خفیف تیروئید در خانم های باردار سبب کاهش معناداری در هوش کودکان می شود.

    ۲) کولین مصرف کنید، این ماده مغذی در گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد.

    ۳) ویتامین هایی را که پزشک در دوران بارداری برای شما تجویز می کند مصرف کنید.

    ۴) با جنین خود حرف بزنید و او را صدا کنید.

    ۵) از نوشیدن قهوه و خوردن دارو بدون تجویز پزشک اجتناب کنید.

    ● در شش ماهه نخست پس از تولد به این نکات توجه داشته باشید:


    ۶) فرزندتان را با شیر مادر تغذیه کنید.

    ۷) در صورت بروز افسردگی بعد از زایمان ، برای درمان آن اقدام کنید.

    ۸) منابع غنی از آهن مانند گوشت، سبزیجات، تخم مرغ و میوه های تازه مصرف کنید.

    ۹) در زمان شیردهی خوردن غذاهای حاوی ویتامین۱۲ B مانند مخمر، نان، غذاهای دریایی و تخم مرغ را فراموش نکنید.

    ۱۱) کودک را ماساژ دهید ، مطالعات نشان داده اند که ماساژ روزانه کودکان رشد مغزی آنان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.


    ● از شش ماهگی تا یک سالگی کودک چه کنیم؟


    ۱۲) با کودکتان به طور مستقیم و چشم در چشم صحبت کنید.

    ۱۳) معنای لغات را با اشاره ارتباط دهید؛ به طور مثال هنگامی که نام چیزی را می برید به آن اشاره کنید یا کودک را در مقابل آن نگه دارید.

    ۱۴) با هدیه های مخصوص کودکان، او را تشویق کنید.

    ۱۵) اجازه آزادی حرکت به کودکان بدهید، بگذارید که آنها کنجکاوی غریزی شان را همواره به کار برند.

    ۱۶) تشخیص و فرق گذاری بین اشیا را به کودکتان با پرسش و گفتن جواب درست بیاموزید.

    ۱۷) کودکان از آموزش اجباری خوششان نمی آید، از آن بپرهیزید.

    ۱۸) هنگامی که فرزندتان احساس خستگی کرد، آموزش را قطع کنید
     
    ● دوران یک تا دو سالگی کودک


    ۱۹) کودکان را با غذاهای سرشار از آهن تغذیه کنید.

    ۱۰) به کودکان میان وعده های سالم و مغذی بدهید و از دادن میان وعده های بی فایده مانند پفک و چیپس خودداری نمایید.

    ۲۱) برای کودکتان کتاب بخوانید.

    ۲۲) در حضور او مطالعه کنید.

    ۲۳) برای او اسباب بازی های کمک آموزشی تهیه کنید.

    ۲۴) با کودک خود بازی کنید. شرکت در بازی های دسته جمعی ، مهارت های هوش اجتماعی کودک را افزایش می دهد.

    ۲۵) مطمئن شوید کودکتان خوب استراحت کرده است، خوابیدن دستکم ده ساعت در شبانه روز برای او لازم است.

    ۲۶) هنگامی که با کودکتان صحبت می کنید صداهای اضافی مانند رادیو و تلویزیون را خاموش کنید و نور را در حد متوسط نگاه دارید.

    ۲۷) درخواست های تکراری کودک را اجابت کنید. تکرار ارتباط نورون ها را در مغز تقویت می کند بنابراین اگر برای چندمین بار از شما می خواهد کتابی را برایش بخوانید، بدون اصرار و پافشاری روی خواندن یک داستان دیگر، آن را برای او بخوانید.

    ۲۸) وقتی کودک نوپای شما به چیزی اشاره می کند و نامش را می پرسد در جوابش به او اطلاعات بیشتری بدهید. به طور مثال: آن یک توپ است، یک توپ آبی با خط های قرمز.

    ۲۹) در تربیت کودک انضباط همراه با محبت فراوان داشته باشید.

    ۳۰) هرگز به کودکتان نگویید «تو چیزی نمی فهمی» زیرا اگر کودک آن را باور کند، حرف شما تحقق خواهد یافت.
    فکرنو

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 22 مهر 1394

    شوهرم قبل از ازدواج زندان رفته است

    • شوهرم قبل از ازدواج زندان رفته است
      زن جوان وقتی پی به سوء سابقه شوهرش برد، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. 

      به گزارش آرمان، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درباره علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم چند سال پیش یك سابقه كیفری داشته و از من پنهان كرده است. او به اتهام مشاركت در یك پرونده كلاهبرداری دو سال به زندان رفته بوده و هیچ‌وقت این موضوع را به من نگفته است.

      وی افزود: من تازه بعد از یكسال و نیم زندگی مشترك آن‌هم زمانی‌كه یك كار دولتی خوب برای شوهرم پیدا كردم متوجه شدم و الان حتی حاضر نیستم یك لحظه هم كنار شوهرم زندگی كنم. این مرد دروغگو مهم‌ترین موضوع زندگی اش را از من پنهان كرده بود و حالا هم از من توقع دارد به راحتی از كنار این موضوع بگذرم و اهمیتی به آن ندهم.

      زن جوان ادامه داد: شوهرم یك مرد زندانی بوده و حالا هم نمی‌تواند در یك كار دولتی مشغول شود، این موضوع واقعا برایم سنگین است و نمی‌توانم با آن كنار بیایم. برای همین تصمیم گرفتم به دادگاه بیایم و برای همیشه از شوهرم جدا شوم.

  • نظرات() 
  • -

    خرید لیزر حراتی
    روش استفاده از دستگاه طراحی ناخن

    دوربین دو چشمی

    دوربین دو چشمی کامت

    دوربین شکاری دو چشمی آلمانی با مارک کامت و بزرگنمایی 10x قطر عدسی شئی 24 میلیمتر

    دوربین دو چشمی

    این دوربین دو چشمی شکاری که محصول کشور آلمان میباشد، بسیار خوشدست و با وضوح دید بالا و قدرت بزرگنمائی تصویر 10 برابر میباشد

    دوربین دو چشمی comet 10x24 آلمانی با روکش مخصوص ضد آب و ضد خش میباشد

    این دوربین قدرتمند شکاری دو چشمی در رنگ مشگی و نیز رنگ نظامی ارائه میگردد

    دوربین کامت آلمانی

    دوربین comet 10x24 دارای لولای مخصوص در بین دو قسمت دوربین میباشد که به دوربین قابلیت تاشدن میدهد و دوربین تا حد زیادی کوچکتر و جمع و جورتر میشود و برای مسافرت و کوهنوردی و شکار و ..... فضای کمتری را اشغال میکند

    دوربین آلمانی

    وسعت دید یا میدان دید این دوربین شکاری comet 10x24 آلمانی 135 متر در هر 1000 متر میباشد یعنی اگر از فاصله 1000 متری فضائی را با دوربین مشاهده نمائید، چشمان شما وسعت یا پهنای 135 متر از فضای روبرو را مشاهده خواهند نمود

    لنزهای این دوربین دو چشمی با تکنولوژی fully multicoated,blue coated اندود شده اند و آبی گون میباشند در این روش تمام فضای بین لنزها از دو جهت اندود شده و بهترین نوع پوشش در لنز است و البته از انواع دیگر گرانتر هم می باشد

    خروجی مردمک دوربین 2.5 میلیمتر میباشد

    قیمت دوربین کامت آلمانی در صورت پرداخت در محل ( پرداخت وجه به مامور پست ) 188 هزار تومان میباشد

    شما خریدار گرامی میتوانید کالا را با واریز آنلاین وجه مربوطه 49 هزار تومان ارزانتر و به قیمت 139 هزار تومان خریداری فرمائید

    و با کلیک بر روی دگمه خرید نقدی پرداخت انلاین وجه با اشانتیون بهمراه دوربین کامت دو عدد اشانتیون ( چراغ قوه پلیسی 10000W + کیف آلوما والت ) نیز ارسال خواهد شد

    خرید پستی خرید با تخفیف خرید با اشانتیون

    Place of Origin
    germany
    Brand Name
    COMET
    Model Number
    10X24 binoculars
    Magnification
    10X
    Objective lens diameter
    24mm
    Material
    ABS,all-optical lenses,rubber
    Lens coated
    fully multicoated,blue coated
    Color
    black & olive
    Exit pupil diameter
    2.5 mm
    Eye relief
    10.5 mm
    Close focus
    5 m
    Field of view
    135 m/1000m

    لطفا از سایر مدلهای دوربینهای شکاری فروشگاه اصل کالا نیز دیدن فرمائید ضمنا قبلا از شما دعوت میکنیم تا راهنمای انتخاب دوربین های دو چشمی را نیز مطالعه فرمائید. دوربینهای شکاری دو چشمی دوربینهای تک چشمی

  • نظرات() 
  • -

    دور بین شکاری
    لیزر پوینتر

     پس از گسترش طرفداران عکس‌های سلفی، حالا دابسمش (تصویرگذاری روی صدا) مُد شده و اینطور که پیداست، ایرانی‌ها جزو بیشترین سازندگان دابسمش‌ها در جهان هستند و تب آن روز به روز بین آنها در حال بیشتر شدن است.

    اگر تا همین یک سال پیش گرفتن عکس‌های سلفی و منتشر کردن آنها در شبکه‌های مجازی بین ایرانی‌ها مد بود، حالا سلفی‌های ویدیویی، تب جدید بین کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی مجازی است؛ البته با یک تفاوت.

    اگر موج گرفتن عکس‌های سلفی بین کاربران ایرانی و خارجی بویی از واقعیت داشت و تصویرهای واقعی آدم‌ها، این‌بار یک نرم‌افزار به نام «دابسمش» dubsmash (تصویرگذاری روی صدا)، نوع گرفتن سلفی و البته سلفی‌های ویدیویی را عوض کرده است؛ نرم‌افزاری که کاربران در چند ثانیه آن را روی تلفن‌های همراهشان نصب می‌کنند و بعد می‌توانند از خودشان ویدیو بگیرند، صدای افراد مختلف را روی آن میکس و به جای گوینده لبخوانی کنند.

    تا اینجای کار همه‌چیز عادی است؛ میلیون‌ها ویدیویی که در ماه‌های گذشته در کشورهای مختلف ساخته شده و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده، نشان‌دهنده این عادی بودن است اما این بار هم ایرانی‌ها، هم پیشتاز شده‌اند، هم دچار تب فراوان برای ساختن دابسمش‌ها. این بار هم تعداد زیادی صفحه در اینستاگرام و فیس‌بوک توسط ایرانی‌ها ایجاد شده و در آن روزانه تعداد زیادی ویدیوی دابسمش که توسط کاربران ساخته شده به اشتراک گذاشته می‌شود. بین ویدیوها مسابقه برگزار می‌شود، برنده معلوم و حتی جایزه‌ای هم برای فرد برگزیده انتخاب می‌شود. حالا و اینطور که پیداست ایرانی‌ها جزو بیشترین سازندگان دابسمش‌ها در جهان هستند و تب آن روز به روز بین آنها در حال بیشتر شدن است.

    دابسمش چیست؟

    دابسمش (dubsmash) نام اپلیکیشنی برای گوشی‌های همراه با سیستم عامل IOS و اندروید است که کاربران با استفاده از آن می‌توانند تصویر خود را روی صدای دیگران بگذارند. مثلا کاربران می‌توانند دیالوگی را از یک فیلم سینمایی یا بخشی از یک ترانه انتخاب کنند و با آن لب بزنند. بعضی از این صداها قبلا توسط دیگر کاربران آپلود شده و کاربران می‌توانند از این صداها استفاده کنند و اگر هم خواستند از صدای کسی استفاده کنند که در آرشیو موجود نیست، می‌توانند خودشان فایل صوتی را آپلود کنند.

    سال گذشته بود که کاربران اینترنتی با نرم‌افزار دابسمش آشنا شدند؛ وقتی سه برنامه‌نویس آلمانی با نام‌های «دورپل»، «کرنگ» و «تاسچیک» تصمیم گرفتند نرم‌افزاری را بسازند که چندی بعد به‌عنوان وسیله‌ای برای زنده کردن هنر لب زدن، آن هم برای عموم مردم با هر سلیقه‌ای شناخته شد.

    نرم‌افزار دابسمش (تصویرگذاری روی صدا) مجموعه‌ای از نماهنگ‌های صوتی با کلام بسیار کوتاه را در بیش از 40 دسته‌بندی گوناگون ازجمله موسیقی، گفتار متن فیلم‌ها، پویانمایی‌های مشهور، سخنرانی‌ها و ... در اختیار کاربر قرار می‌دهد تا با هر طریقی که می‌خواهد روی آن لب بزند. یک دابسمش حداقل یک و حداکثر 10 ثانیه زمان دارد و همین موضوع هم باعث شده است که هر روز به طرفداران این نرم‌افزار اضافه شود و حتی تعدادی از دابسمش‌های چند ثانیه‌ای را در کنار هم قرار دهند و به‌عنوان برترین دابسمش‌ها در شبکه‌های اجتماعی مختلف و به ویژه تلگرام و اینستاگرام، همخوان کنند.

    تا قبل از ‌سال 2014 که این نرم‌افزار وجود نداشت، این کار به افرادی محدود می‌شد که تا حدی از صدا و تصویر سر درمی‌آوردند اما با ورود این اپلیکیشن، میلیون‌ها نفر در جهان آن را نصب کردند و دوبلور تصویری شدند.

    بر اساس آمار سایت دابسمش، تاکنون 75 ‌میلیون نفر از 192 کشور جهان این نرم‌افزار را نصب کرده‌اند. پروسه کار کردن با دابسمش به سادگی چند کلیک است و به همین دلیل در کمتر از چند ماه تعداد زیادی از دوستداران شبکه‌های اجتماعی به جمع هواداران این نرم‌افزار همراه اضافه شده‌اند. یکی از ویژگی‌های این نرم‌افزار این است که در آن حتما باید سن را بالای 15 سال و قبل از ‌سال 2001 وارد کرد تا نرم‌افزار اجازه ورود و دانلود بدهد.

    دابسمش‌های ایرانی؛ از مردم عادی تا افراد مشهور

    در حال حاضر و با توجه به این‌که تا به حال 75 ‌میلیون بار نرم ‌افزار دابسمش در تلفن‌های همراه نصب شده است، این احتمال وجود دارد که تعداد ایرانی‌های فعال در آن مانند شبکه‌های اجتماعی تلگرام و ... زیاد باشد. یکی از نشانه‌های این موضوع تعداد زیادی صفحه با نام دابسمش‌های ایرانی در فیس‌بوک و اینستاگرام است که روزبه‌روز تعداد دنبال‌کنندگان آن اضافه می‌شود؛ هر کدام از این صفحه‌ها از 150 تا 350 هزار نفر دنبال‌کننده دارند و اینها همه درحالی است که صفحه اصلی مربوط به نرم‌افزار در دابسمش در جهان حدود 650 ‌هزار دنبال‌کننده دارد.

    اما در ماه‌های گذشته و با استقبال زیاد کاربران ایرانی از دابسمش‌ها، اینطور که پیداست تب ساختن ویدیوهای دابسمش به افراد مشهور مانند بازیگران ایرانی هم رسیده است. شاید «حمید فرخ‌نژاد»، بازیگر را بتوان یکی از نخستین سلبریتی‌هایی دانست که دابسمشی را به همراه پسرش ساخت و به اشتراک گذاشت و استقبال زیادی هم از آن شد. بعد از او «رامبد جوان» و «سجاد صفاریان» در دابسمشی بخشی از دیالوگ‌های بین رامبد جوان و جناب‌خان در برنامه خندوانه را اجرا کردند. بعد از آنها هم «بهنوش بختیاری» در صفحه اینستاگرامش که بسیار هم پرمخاطب است، دابسمشی را با لب زدن قسمتی از دیالوگ یکی از بازیگران فرندز به اشتراک گذاشت. اخیرا هم دابسمش‌های ساخته شده توسط «رضا یزدانی»، «فاطمه معتمدآریا» و یکی از کارگردانان معروف سینما در میان کاربران ایرانی فضای مجازی بسیار پربیننده شده است. «فاطمه معتمدآریا» و این کارگردان در این ویدیو قسمتی از دیالوگ فیلم «قیصر» را لب می‌زنند و معتمدآریا در آن خود را شبیه یکی از بازیگران مرد این فیلم کرده است. ساخت دابسمش‌ها در میان ستاره‌های سینما، موسیقی و ورزش جهان هم طرفدار زیادی داشته و در صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی آنها در چند ماه گذشته منتشر شده است.

    ابتذال یا یک سرگرمی عادی؟

    تعداد دابسمش‌های ایرانی در چند ماه گذشته آن‌قدر زیاد شده که شاید بتوان آن را یکی از اصلی‌ترین سرگرمی‌های فضای مجازی درحال حاضر دانست. حالا کمتر جمعی را می‌توان پیدا کرد که وقتی دور هم جمع‌اند، گوشی‌های همراهشان را بین هم رد و بدل نکنند، آخرین دابسمش‌های ساخته شده را به هم نشان ندهند و از خنده ریسه نروند.

    اما موضوع همین‌جاست؛ همین خنده‌ها. خنده‌هایی که بعد از دیدن ویدیوهایی سر داده می‌شود که در بیشتر آنها دیالوگ‌های واقعی آدم‌هایی که با آنها در صداوسیما مصاحبه شده یا آهنگ‌های خوانندگان مختلف لب‌ زده می‌شود. حالا همین موضوع هم هست که باعث شده در میان طرفداران و مخالفان دابسمش‌ها بحث‌هایی ایجاد شود؛ طرافدارانی که می‌گویند ساختن این ویدیوها و شاد شدن برای چند لحظه نه‌تنها اشکالی ندارد بلکه خوب هم هست و مخالفانی که می‌گویند فعالیت زیاد ایرانی‌ها برای ساخت دابسمش‌ها و خندیدن به آنها، نوعی پایین آمدن سلیقه سرگرمی آنها یا نوعی ابتذال است.

    «زهرا» یکی از موافقان دابسمش‌هاست. او به «شهروند» می‌گوید دابسمش‌ها نوعی تفریح برای مردمند و خندیدن به آنها اشکالی ندارد: «مردم در فضای مجازی دنبال هرچه می‌خواهند می‌گردند؛ آموزش، خرید، دوست‌یابی و ... و طبیعی است که بخش تفریح‌شان را هم همین فضای مجازی پر کند. به نظر من استقبال زیاد مردم از دابسمش‌ها نشان می‌دهد که ما در مدیریت تفریح و سرگرمی مشکل داریم و این به همه موضوعات برمی‌گردد و بنابراین نمی‌توان به آنها خرده گرفت. الان دابسمش آمده و بعدا ممکن است چیز دیگری بیاید. کلا ایرانی‌ها از ادا درآوردن و خندیدن به یک‌سری مسائل خوششان می‌آید. الان هرکس در خانه خودش تولید محتوای خنده‌دار می‌کند و برای بقیه می‌فرستد. این چه اشکالی دارد؟ این‌طوری هم خودش شاد می‌شود هم چند نفر دیگر را شاد می‌کند. اولش فکر می‌کردم که این ویدیوها برای قشر خاصی است ولی بعدا دیدیم که از همه قشر حتی بین آدم‌های معروف، دابسمش درست کرده‌اند و این به هیچ وجه بد نیست.»

    «آرش»، 44 ساله یکی دیگر از طرفداران دابسمش‌های ایرانی است. او می‌گوید این‌که هر کس می‌تواند خودش را جای هر شخصیتی قرار دهد، خودش نوعی هنر است: «این موضوع از قشری از مردم شروع شده و الان جای خودش را بین انواع قشرها باز کرده است، به‌طوری که می‌بینیم آدم‌های معروف هم این کار را می‌کنند. بخشی از موضوع هم طنزپردازی عجیب ایرانی‌هاست. باید ببینیم آیا این همه آدم بامزه فقط در ایران داریم یا نه یا به خاطر بسته بودن شرایط اجتماعی ایران است که این همه زیاد است و ... یا خیر. به هرحال من این موضوع را ابتذال نمی‌دانم. جامعه به یک‌سری سرگرمی‌های این‌طوری نیاز دارد. اصلا فرض کنیم که ابتذال هم باشد، چه اشکالی دارد؟ نمی‌شود که همه آدم‌ها شسته و رُفته باشند. کسانی دوست دارند به این شکل سرگرم باشند و شرایط روحی، شخصیتی و تربیتی آدم‌ها متفاوت است. به نظر من دابسمش عرصه‌ای است که جا را برای خلاقیت خیلی‌ها ایجاد کرده است. ما حالا می‌بینیم که فرهیخته‌ترین‌ها هم برای یک لحظه شاد می‌شوند. معلوم است که عده‌ای از سازندگان دابسمش‌ها تحصیلکرده و ...‌اند و قشر متوسط بین آنها زیاد است.»

    «نیما» 31 ساله هم که خودش تا به حال چند ویدیوی دابسمش ساخته و به اشتراک گذاشته می‌گوید که ساختن دابسمش‌ها نشانه نوعی ظرافت در بین آدم‌هاست: «این موضوع همیشه هم کارکرد ابتذال‌گونه ندارد؛ بعضی وقت‌ها ایرانی‌ها توسط آن پیام می‌رسانند یا اعتراض می‌کنند، مثلا به داعش. من معتقدم این هم مثل موضوعات دیگر فضای مجازی تب دارد و بعد از مدتی تب آن می‌خوابد. من خودم از سر کنجکاوی سراغ آن رفتم و دو تا ساختم و از نظرم جالب بود.»

    مخالفان دابسمش‌ها اما بیشتر از اینها در مخالفتشان با این ویدیوها سرسخت هستند. آنها می‌گویند که دابسمش‌ها جز ابتذال و وقت تلف کنی، چیز دیگری ندارد. «شهرزاد»، 33 ساله و کارشناس ارشد ارتباطات یکی از آنهاست.

    او می‌گوید از نظرش دابسمش‌ها ابتذال محض و نشانه سطحی شدن جامعه‌اند: «همین فراگیر شدن این موضوع در گروه‌های مختلف جامعه حتی در میان نخبه‌ها و هنرمندان، نشان می‌دهد که این ابتذال در چه سطوحی پیش می‌رود و نفوذ کرده است. اولش من فکر می‌کردم که نوعی ماجرا است که مدتی هست و به تدریج جامعه متوجه جریان ابتذال می‌شود و کمرنگ می‌شود اما روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. موضوع دیگر این است که رسانه‌ها همیشه در گذشته و شکل تاریخی‌شان این بوده است که باید کار آگاهی‌بخشی داشته باشند و در خدمت ارتقای فرهنگ باشند. این‌که رسانه‌ها در خدمت چنین موضوعی مانند ساخت دابسمش‌ها قرار گرفته‌اند، نشانه تنزل کارکرد رسانه است. این ویدیوها موضوعی را به مردم اضافه نمی‌کنند، تنها کارکرد سرگرمی و ... دارد و کمکی به ارتقای آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی نمی‌کند. از طرف دیگر این فضا باعث یکدست شدن جامعه می‌شود. شاید قبل از این عده‌ای بودند که این رفتارها را درست نمی‌دانستند و جلف تلقی می‌شد و آدم‌ها حس می‌کردند که این جزو رفتارهای چیپ جامعه است. الان در میان مردم گسترده شده است.»

    «مریم» هم یکی دیگر از مخالفان سرسخت دابسمش‌هاست: «به نظرم این یک آسیب اجتماعی مهم است و نشانه نازل شدن سلیقه آدم‌هاست. فکر می‌کنم این دابسمش در جامعه ما این‌طوری است و در جاهای دیگر این‌طوری نیست. ما همان‌طور که از تلگرام بلد نیستیم استفاده کنیم و از هرچیزی غیرمفیدترین استفاده را کنیم، دابسمش هم همین‌طور است. این ایراد به مسئولان هم وارد است که چون در جاهای دولتی و رسانه ملی هیچ اتفاق متفکرانه و قابل تاملی نمی‌افتد، این سرگرمی‌ها کشیده می‌شود به فضای مجازی و به بدترین شکل از آن استفاده می‌شود. بدتر از آن این است که چهره‌های سرشناس وارد آن می‌شوند. این الگوها به جای این‌که پیشروی اتفاقی مانند باب کردن کتابخوانی یا جریانات اجتماعی باشند، دابسمش‌ها را تبلیغ می‌کنند. در مملکتی که تیراژ کتاب گاهی 500تا است، شما ببینید که هر روز چه تعداد از این ویدیوها ساخته و آپلود می‌شود؟ این ویدیوها فقط وقت تلف‌کنی است.»

    دابسمش‌ها و یک تحلیل اجتماعی

    با استقبال زیاد ایرانی‌ها از ساخت دابسمش‌ها و به اشتراک گذاشتن آنها حالا جامعه‌شناسان هم درحال تحلیل این موضوع‌اند؛ کسانی مانند «سعید معیدفر» جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران که می‌گویند این موضوع نیاز به تحلیل‌های جامعه‌شناسی دارد. او در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید: «قضاوت کردن در این‌باره دشوار است. ممکن است نیازهای متفاوتی در این‌باره وجود داشته باشد. هر گروهی متناسب با رابطه‌ای که با این موضوع برقرار می‌کند، عضو آن می‌شود و فعالیت می‌کند. طبیعتا جامعه ما به‌دلیل مشکلات متعددی که جوان‌ها مانند نبود زمینه‌های شغلی و حرفه‌ای و فعالیت دارند، استقبال بیشتری از نرم‌افزارهای با موضوع سرگرمی دارد. مثلا می‌بینیم که در کشورهای دیگر انواع و اقسام سرگرمی‌ها و محافل متعدد تفریحی و حتی لودگی وجود دارد ولی در جامعه ما به‌دلیل مسائلی که هست جوانان نمی‌توانند گزینه‌های سرگرمی زیادی داشته باشند. به هرحال همیشه نمی‌توان یک زندگی واقعی و جدی را طی کرد و حتی در گذشته‌ها هم شده که در مقاطعی از زمان، مردم از کارهای جدی فاصله می‌گرفتند و به انواع و اقسام شیوه‌ها سعی می‌کردند تفریح کنند یا جدی نبوده‌اند ولی باعث نشاط و حالت‌های انبساط خاطر دیگران می‌شدند. شاید امروز به دلیل همان خلأها این نوع حوزه‌ها جدی گرفته می‌شوند و افراد خیلی به آن رغبت نشان می‌دهند.»

    او ادامه می‌دهد: «انسان همیشه علاقه‌مند است دیده شود و به‌عنوان یک موجود اجتماعی حق دیده شدن، تشویق شدن و تعامل با دیگران را دارد. این موضوعی است که موجود انسانی می‌تواند از طریق آن هویت پیدا کند و زندگی انسان‌ها بدون این موضوعات خشک و بی‌روح می‌شود و آدم‌ها احساسی برای ماندن نخواهند داشت اما ممکن است موجودات دیگری باشند که در انفراد و تجرد بتوانند زندگی کنند. موجود انسانی، یک موجود اجتماعی است و یکی از نمادهای آن داد و ستد و دیدن و دیده شدن است. فضای مجازی می‌تواند فرصتی باشد که آدم‌ها از طریق آن مسائل خودشان را حل کنند یا حس بودن کنند. اینها تعاملاتی است که خوب است و نشان می‌دهد که جامعه زنده است و همچنان علاقه دارد که با دیگران ارتباط داشته باشد. فضای مجازی فرصت خوبی است و در چنین شرایطی فرصت برای زنده ماندن در عرصه اجتماعی است اما عرصه اجتماعی که بیشتر در آن فضای مجازی است.»

    به گفته این جامعه‌شناس: «از طرف دیگر مردم در دنیای واقعی فکر می‌کنند که هوادار ندارند ولی در فضای مجازی با شرکت در برنامه‌هایی ماند دابسمش برای خود هوادار جمع می‌کنند و با تعداد لایک‌ها خوشحال می‌شوند و شاید یکی از دلایل مهم استقبال از دابسمش همین موضوع باشد. ما نباید فکر کنیم که در جامعه همیشه اتفاقات مثبت می‌افتد. گاهی اوقات ممکن است سوءاستفاده‌هایی شود و اتفاقاتی بیفتد. تاریخ بشر پر است از جنبه‌های مثبت و منفی. البته این نظر هم وجود دارد که ساخت دابسمش‌ها و صرفا خندیدن به آنها، یک امر ناهنجار است و به هرحال باید این نظر را هم تحلیل کرد. با توجه به محدودیت‌هایی که در فضای واقعی وجود دارد، ممکن است تراکم فعالیت در فضای مجازی ابعاد آسیب‌شناسانه هم داشته باشد و به همین دلیل تحلیل سطحی این موضوع کار درستی نیست.»

    روزنامه شهروند

  • نظرات() 
  • آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست‌ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :